العلامة المجلسي

114

حياة القلوب ( فارسي )

كه من مىدانم غيب آسمانها وزمين را ، ومىدانم آنچه ظاهر مىكنيد وآنچه را پنهان مىكنيد ؟ » « 1 » . « 2 » وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون حق تعالى به ملائكة گفت : من در زمين خليفه‌اى قرار مىدهم ، ملائكة به فرياد آمدند وگفتند : پروردگارا ! اگر البتة در زمين خليفه‌اى قرار مىدهى ، پس أو را از ما قرار ده ، كسى كه عمل كند در ميان خلق تو به طاعت تو . پس رو كرد خدا بر ايشان كه : من مىدانم آنچه شما نمىدانيد . پس ملائكة گمان بردند كه اين غضبى بود از خدا بر ايشان ، پس پناه به عرش بردند وبر دور عرش طواف كردند ، پس امر فرمود حق تعالى به خانه‌اى از مرمر كه سقفش از ياقوت سرخ بود وستونهايش از زبرجد كه دور آن طواف كنند ، وهر روز هفتاد هزار ملك داخل آن خانه مىشدند كه بعد از آن تا روز وقت معلوم ديگر آنها داخل آن خانه نمىشوند . وفرمود كه : روز وقت معلوم روزى است كه در صور مىدمند ، پس شيطان مىميرد ميان دميدن أول ودميدن دوم « 3 » . ودر روايت معتبر ديگر منقول است كه از آن حضرت پرسيدند از ابتداى طواف خانهء كعبه ، فرمود : حق تعالى چون خواست آدم را خلق كند گفت به ملائكة : من در زمين خليفه قرار مىدهم . پس دو ملك از ملائكة گفتند : آيا كسى را خليفه مىگردانى كه افساد كند در زمين وخونها بريزد ؟ پس حجابها ميان ايشان ونور عظمت الهى كه پيشتر مشاهده مىكردند بهم رسيد ، دانستند كه حق تعالى به خشم آمده است از گفتار ايشان ، پس گفتند به ساير ملائكة : چه چاره كنيم وچگونه توبه كنيم ؟ گفتند : ما توبه از براي شما نمىدانيم مگر آنكه پناه بريد به عرش .

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 33 . ( 2 ) . كمال الدين وتمام النعمة 14 . ( 3 ) . علل الشرايع 402 .